۱۳۹۱ شهریور ۲۲, چهارشنبه

تفکیک جنسی دانشگاهها و یک خاطره

این روزها روی مقاله ای درباه دستکاری در نهاد دانشگاه کار ی کردم که امروز همراه شد با موضوعی درباره تفکیک جنسیتی در دانشگاهها. خاطره ای از سالها قبل امروز برای من برجسته تر شده است و بهتر نشان می دهد که چگونه گروههای محافظه کار همواره در پی این برنامه بودند.
حدود ده سال پیش برای سازمان پژوهش های صدا و سیما که اسم اصلی اش الان یادم رفته کار پژوهشی می کرد. یک روز مدیر بخشی که درآن کار می کردم برای یک جلسه منو دعوت کرد. درباره یک پروپوزال بود. این مدیر دکتر باهنر فرزند شهید باهنر معروف بود. در خلال بحث ها ، صحبت به قبول دختران دردانشگاه رسید. ایشان معتقد بود که باید جلوی قبولی دختران دردانشگاه را گرفت و معنی ندارد که 60 درصد قبولی دانشگاهها به دختران اختصاص داده شود. من هم از در مخالفت درآمدم و گفتم اینکه دختران تلاش کنند که در دانشگاه قبول شوند یک حق انسانی در یک میدان رقابتی است به چه حقی باید مانع این موضوع شد. ایشان هم با تکیه به اسلام و نقش خانواده و غیرو استلال کرد و جلسه تمام شد ونتیجه اش برای من اینکه دیگر به من کار ندادند و عملا بیکار شدم. 
الان که فکر می کنم می بینم گروههای محافظه کار قدرتمندی از قبل داشتند کارمی کردند روی اینکه به اشکال مختلف جلوی پذیرش دختران را بگیرند که الان این برنامه در حال رقم خوردنه. 

۱۳۹۱ شهریور ۲۰, دوشنبه

همت یک مرد بزرگ

 او هم چنین برای نوشتن ۵۰ صفحه سلسله مقاله‌هایی در مورد "اسپانیای انقلابی"، کتاب‌های ۳۶ نویسنده به پنج زبان را خوانده و ۷۵ صفحه یادداشت برداری کرده بود.


مارکس و انگلس تمام قد؛ برای اولین بار انتشار کامل مجموعه آثار

به روز شده:  17:47 گرينويچ - دوشنبه 10 سپتامبر 2012 - 20 شهریور 1391
مارکس و انگلس
مجموعه‌ کامل آثار مارکس و انگلس هنوز منتشر نشده است
«شبحی در اروپا می‌چرخد، شبح کمونیسم» این نخستین جمله‌ مانیفست حزب کمونیست است، کتابی به قلم کارل مارکس و فریدریش انگلس که در فوریه ۱۸۴۸ در لندن انتشار یافت و تا امروز کم وبیش به تمام زبان‌های دنیا ترجمه شده است. مایه‌ شگفتی است که پس از گذشتن بیش از صد و اندی سال از مرگ مارکس ( ۱۸۸۳ - ۱۸۱۸) و انگلس ( ۱۸۹۵- ۱۸۲۰) دو اندیشمندی که چهره‌ جهان را دگرگون کرده‌اند، هنوز مجموعه‌ی کامل آثار این دو منتشر نشده است.
آغاز
در سال‌های آغازین قرن بیستم تلاش‌هایی برای انتشار ِ مجموعه آثار مارکس و انگلس انجام گرفت. به این ترتیب که ابتدا در موسسه‌ مارکس–انگلس در مسکو نشر ۴۲ جلدی آثار این دو شروع شد و ۱۴ جلد آن انتشار یافت. اما این پروژه در سال ۱۹۳۵ به دستور استالین متوقف شد، مدیر مسئول آن را به جوخه‌ اعدام سپردند و هم‌کاران او در اردوگاه‌های کار اجباری ناپدید شدند.
"در سال‌های آغازین قرن بیستم تلاش‌هایی برای انتشار ِ مجموعه آثار مارکس و انگلس انجام گرفت. اما این پروژه در سال ۱۹۳۵ به دستور استالین متوقف شد، مدیر مسئول آن را به جوخه‌ اعدام سپردند و هم‌کاران او در اردوگاه‌های کار اجباری ناپدید شدند."
سال ۱۹۵۳ دو نهاد حزبی به نام "موسسه‌‌ مارکسیسم - لنینسیم" در برلین شرقی و مسکو تاسیس شدند و انتشار آثار مارکس و انگلس را از سرگرفتند. اما از آن جا که مقامات بالای حزب کمونیست شوروی علاقه‌ای به انتشار نسخه‌های تاریخی – انتقادی نداشتند، این پروژه نیز از ادامه‌ کار باز ماند. سال ۱۹۶۴ خروشچف راه را برای انتشار مجموعه آثار مارکس و انگلس باز کرد و نخستین جلد آزمایشی در سال ۱۹۷۲ منتشر شد. تا سال ۱۹۹۰، سال اتحاد دو آلمان، در مجموع ۳۶ جلد متن و تعلیقات انتشار یافت. گرچه قرار بود آثار مارکس و انگلس بدون سانسور و کاملا وفادار به متن اصلی همراه با توضیحات و تعلیقات انتشار یابد اما پیش‌گفتارها و تعلیقات این کتاب‌ها متاثر از اصول ایدئولوژیک مارکسیسم - لنینیسم بود و با توجه انگیزه‌های سیاسی حزب کمونیست شوروی خود متن‌ها نیز کامل نبودند.
MEGA
به نظر می‌رسید پس از فروریختن دیوار برلین سرنوشت مجموعه آثار مارکس و انگلس به پایان رسیده باشد. اما در سال ۱۹۹۰ به ابتکار "انستیتوی بین‌المللی تاریخ اجتماعی" در آمستردام، بنیادی متشکل از مارکس‌شناسان اروپایی، آمریکایی و ژاپنی به نام "بنیاد بین‌المللی مارکس - انگلس" تشکیل شد تا برای نخستین بار کار نشر مجموعه‌ی کامل آثار مارکس و انگلس را با عنوان "نشر مجموعه آثار مارکس – انگلس" Engels Gesamtausgabe) MEGA (Marx- با رویکردی انتقادی – تاریخی، غیرایدئولوژیک و بدون کم و کاست به عهده بگیرد.
این شبکه‌ بین‌المللی که نهادی آکادمیک است، شیوه‌ کار خود را بر چهار اصل استوار کرده است: یک: وفاداری مطلق به متن اصلی، دو: انتشار تمام نسخه‌های موجود از هر اثر، به گونه‌ای که مراحل شکل‌گیری و تکوین آن‌ها بویژه در آثار مارکس برجسته شود، سه: انتشار هر متن به زبان اصلی، چهار: توضیحات و تعلیقات مفصل برای هر اثر.
دستنوشته مارکس
دستنوشته مارکس از سرمایه
با تاسیس مگا، یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های پژوهشی - انتشاراتی در سطح جهان شکل گرفت. مگا تنها به بازنشر آثار مارکس و انگلس نمی‌پردازد بلکه فارغ از علایق سیاسی – ایدئولوژیک و با رویکردی بین‌المللی و علمی، انتشار متن‌های منتشر نشده و یا تازه یافته شده، تصحیح خطاها، زدودن دست‌بردهای بیگانه در آثار و ایدئولوژی‌زادیی از آن‌ها را نیز در برنامه‌ کاری خود قرار داده و هدف نهایی خود را به پایان رساندن نشر انتقادی - تاریخی مجموعه آثار مارکس و انگلس همراه با توضیحات و تعلیقات اعلام کرده است. مگا به چهار بخش تقسیم شده است: یک) آثار، مقاله‌ها، پیش‌نویس‌ها، دو) سرمایه و مقدماتش، سه) نامه‌نگاری‌ها و چهار) یادداشت‌برداری‌ها، دست‌نوشته‌ها و حاشیه‌نویسی‌ها.
این مجموعه قرار بود در ابتدا در ۱۶۴ دوره‌ دوجلدی منتشر شود که به ۱۱۴ دوره تقلیل یافته و تاکنون ۵۹ دوره‌ آن انتشار یافته است. هر دوره بین ۷۰۰ تا ۱۶۰۰ صفحه است و از دو کتاب تشکیل شده، یک جلد متن و یک جلد توضیحات و تعلیقات.
کتاب‌های بخش یکم شامل تمامی آثار فلسفی، اقتصادی و سیاسی، نوشته‌ها، مقاله‌ها (اعم از نیمه تمام یا به اتمام رسیده)، سخنرانی‌های مارکس و انگلس و نیز ترجمه‌های این دو می‌شود. این بخش شامل ۳۲ دوره است که ۲۰ دوره‌ آن انتشار یافته است. در این بخش مقاله‌های فراوانی از مارکس و انگلس موجود است که مدت‌ها ازبین‌رفته تلقی می‌شدند یا انتساب آن‌ها به مارکس و انگلس مورد مناقشه بود.
کتاب‌های بخش دوم "سرمایه" را دربرمی‌گیرد، همراه با تمام دست‌نوشته‌ها و ویرایش‌های خود مارکس و تمام نسخه‌های متفاوت چاپ‌شده و نیز آثاری که به طور مستقیم به این کتاب مربوط می‌شوند. از این بخش تاکنون پانزده دوره منتشر شده است. کتاب‌های بخش سوم حاوی نامه‌هایی است که مارکس و انگلس خود به دیگران یا دیگران به این دو نوشته‌اند. از ۳۵ دوره‌ی این مجموعه، ۱۲ جلد به چاپ رسیده است. در بخش چهارم یادداشت‌برداری‌ها و دفترهای یادداشت گردآوری شده‌اند که اغلب آن‌ها برای نخستین بار انتشار می‌یابند.
مارکس
تنها درآمد طولانی مدت و منظم مارکس مربوط به چهار سالی بود که به استخدام نیویورک تریبون، بزرگ‌ترین روزنامه‌ عصر خود درآمده بود
گرچه بودجه‌‌ مگا تنها تا سال ۲۰۱۵ تصویب شده است، اما مدیران آن پیش‌بینی می‌کنند، کار این بنیاد ۳۰ تا ۳۵ سال به طول بیانجامد.
توضیحات و تعلیقات در این بخش تاریخ تکوین تک تک آثار مارکس و انگلس، از شکل گرفتن اندیشه تا پختگی و به چاپ رسیدن متن‌ها ارائه می‌شود، شیوه‌ کار مارکس و انگلس را نشان می‌دهد و متن‌ها را بر زمینه‌ تاریخی – سیاسی عرضه می‌کند. چند نمونه‌ زیر اهمیت این توضیحات و تعلیقات را نشان می‌دهد.
کار و پول
مارکس در یک دوره مطالعات گسترده به جدیدترین دستاوردهای زمین‌شناسی، شیمی، ریاضی و بیولوژی پرداخت. توضیحات و تعلیقات در مورد یادداشت‌برداری‌های مارکس در مورد زمین‌شناسی به تنهایی بالغ بر ۱۰۰۰ صفحه می‌شود. او هم چنین برای نوشتن ۵۰ صفحه سلسله مقاله‌هایی در مورد "اسپانیای انقلابی"، کتاب‌های ۳۶ نویسنده به پنج زبان را خوانده و ۷۵ صفحه یادداشت برداری کرده بود.
مارکس در طول زندگی‌اش فقط برای مدت کوتاهی درآمد ثابت داشت. تنها درآمد طولانی مدت و منظم او مربوط به چهار سالی بود که به استخدام نیویورک تریبون، بزرگ‌ترین روزنامه‌ عصر خود درآمده بود.
مارکس بحران اقتصادی سال ۱۸۵۷ را که از آن به عنوان نخستین بحران اقتصادی همه‌گیر یاد می‌شود، «دورانی سخت» می‌نامد و می‌نویسد، طلب‌کارها چون «گرگ‌های گرسنه» همسرش را محاصره کرده و بحران را «بهانه قرار داده‌اند تا از او پول بکشند». در همین زمان انگلس که دچار مشکل غدد شده بود، پول و شش بطر بوردو، سه بطر پورت و دو بطر شری برای مارکس فرستاد. مارکس نیز به نوبه‌ خود به مطالعه‌ متن‌های انگلیسی و فرانسه و آلمانی در مورد غدد نشست و به انگلس نوشت: «کمبود موقت آهن در خون علت اصلی بیماری تو است» و روغن کبد ماهی تجویز کرد. اما بلافاصله و بار دیگر با جدیت تمام به مطالعه‌ بحران اقتصادی برگشت.
سرمایه
"مارکس و انگلس در طول بیش از ۶۰ سال با حدود ۲۰۰۰ نفر، به طور عمده مهاجرها و خارجی‌ها مکاتبه داشته و ۴۰۰۰ نامه نوشته‌اند. حدود ۱۰۰۰۰ نامه نیز به آن‌ها نوشته شده است. "
پس از انتشار جلد اول "سرمایه" در سال ۱۸۶۷، مارکس به یادداشت‌برداری برای جلدهای دوم و سوم پرداخت و هم‌زمان به تجدیدنظر کامل در جلد اول نیز می‌اندیشید. انگلس پس از مرگ مارکس دست‌نوشته‌های او را برای "سرمایه" جمع‌آوری کرده و در جلد دوم و سوم این کتاب انتشار داد. اما مگا با انتشار دوره‌ ۱۵ جلدی "سرمایه" نشان می‌دهد، این اثر سه جلد نبوده و آن‌چه پیش از این منتشر شده بود، انبوهی از دست‌نوشته‌های به هم ریخته و حاصل ۲۰سال کار بود. هم چنین توضیحات و تعلیقات مگا مربوط به "سرمایه" معلوم می‌کند، انگلس تنها در جلد دوم "سرمایه" ۵۰۰۰ بار در متن دست برده بود.
نامه‌ها
مارکس و انگلس در طول بیش از ۶۰ سال با حدود ۲۰۰۰ نفر، به طور عمده مهاجرها و خارجی‌ها مکاتبه داشته و ۴۰۰۰ نامه نوشته‌اند. حدود ۱۰۰۰۰ نامه نیز به آن‌ها نوشته شده است. نامه‌های این دو به دیگران کم و بیش به طور کامل انتشار یافته‌اند در حالی که نامه‌های نوشته شده به آن‌ها که بخش بزرگی از آن در مسکو است، هنوز منتشر نشده‌اند. حدود دو سوم آثار باقی‌مانده از مارکس و انگلس در آمستردام و یک سوم دیگر آن در مسکو نگه‌داری می‌شود.

نومیدی

هیچ شعری نمی تواند 
اندوهت را باز گوید 
آری 
این است نومیدی.

۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه

روز به یاد ماندنی دلار

امروز یک شنبه 19 شهریور 1391 شاید روز به یادماندندی تاریخی برای قیمت ارز در ایران باشد. قیمت امروز به شکلی تغییر می کرد که اکثر سایت ها از بروز کردن خبرشان عقب می ماندند. دلار 2300 تومانی به 2370 تومان و بعد 2400 و بعد 2460 وبرخی خبرها گویای 2500 تومان است.
به نظرم کسانی که خوب بازار ارز رو می شناسن و البته دولت فعلی رومی تونن بامحاسبه سادهای پی ببرند که سود کجا خوابیده. قبل از اجلاس عدم تعهد در تهران شایعه شد که دلار 3000 تومان می شد. چرا ؟ خوب معلوم است کیسه دولت محدود و ارز هایش محدود است حالا پشت سر هم از این کیسه برای خرج کردن بردارند مثل هزینه اجلاس خوب معلوم است که دیگر دلار را نمی شود 2100 تومان فروخت . اگر حساب کنیم که کم کم این ذخیره برای واردات و غیره کم شود و فشارها بر اقتصاد ایران افزون تر بنابراین 3000 تومان برای همین چند هفته اخیر مناسب است و مثلا برای عید نوروز اگر جنگی نشود از دلار 5000 تومانی باید صحبت کنیم .


۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

مسئوليت اخلاقی و فراخوان الله اکبر


مقاله من درباره مسولیت اخلاقی فعالان جنبش سبز خصوصا طیف مذهبی در گویا نیوز : 


مسئوليت اخلاقی و فراخوان الله اکبر، سعيد شفيعی

با مرور سايت‌هايی که اين فراخوان را منتشر کردند مشخص می‌شود که هيچ‌گونه خبر يا تحليلی از نتيجه اين فراخوان منتشر نشده است. به عبارت ديگر همه‌ی اين سايت‌ها بطور هماهنگ واکنش مردم به اين فراخوان را مسکوت گذاشته‌اند و به مخاطب خبری درباره استقبال يا عدم استقبال مردم نداده‌اند. اين سکوت گويای برخی ويژگی‌های فعالان اين سايت‌هاست که برخی از مهم‌ترين مفاهيم اجتماعی مانند "مسئوليت اخلاقی" و "اعتماد اجتماعی" را متاثر می‌سازد 

advertisement@gooya.com 

ويژه خبرنامه گويا
مصطفی ملکيان در مقاله "اخلاق و سياست" به موضوعی اشاره می کند که محل بحث اين مقاله درباره مسوليت اخلاقی فعالان سياسی جنبش سبز است. ملکيان می نويسد:"پديده دوم در عالم سياست، پديده‌ی "خود را از شر پرونده‌ای خلاص کردن" است. گاه در عالم سياست مرتکب خطايی می‌شويد ...اما برای اصلاح آن بر سر دو راهی می‌مانيد. از سويی اگر بخواهيد جلوی آن روند خطا را بگيريد، ممکن است بيشتر ضرر کنيد، مثلاً محبوبيت‌تان را از دست بدهيد. ...در اين شرايط چه کاری انجام می‌دهيد؟ چاره‌ای نداريد جز اين که به اين روند ادامه بدهيد.به چه اميدی؟ به اين اميد که پرونده طوری مختومه شود که روی‌هم‌رفته، شما ضرر نکنيد. ...در عالم سياست ديدی که مردم نسبت به شما دارند، در موفقيت شما موثر است. ...گاهی شخص نمی‌خواهد فرزانگی و حکمت‌آميزی اعمال خود را محل شک قرار دهد. چون اغلب مردم تصور می‌کنند سياستمداران روی کارهايشان تامل بسيار می‌کنند. ولی با اعتراف به خطا و توقف روند معلوم می‌شود که هميشه چنين نيست."
شيوه هايی همانند "خود را از شر پرونده ای خلاص کردن" و "عدم اعتراف به ارتکاب خطا" رفتارهايی است که در ميان فعالان جنبش سبز و رسانه های آنان به تکرار ديده می شود. يکی از نزديک ترين آنها نحوه مواجه با عدم استقبال از فراخوان بانگ الله اکبر رسانه های سبز در هفته گذشته همزمان با اجلاس عدم تعهد در تهران است.
دوشنبه و سه شنبه ۶ و۷ شهريور فراخوانی در برخی سايت ها ی فعالان جنبش سبز(سايت خبری تحليلی کلمه، سحام نيوز، جنبش راه سبز (جرس)،ادوار نيوز،پايگاه اطلاع رسانی نوروز، سايت خبری-تحليلی امروز،ندای سبز آزادی وندای آزادی) با عنوان "فراخوان بانگ الله اکبر رسانه‌های سبز:چهارشنبه و پنج شنبه، ساعت ده شب" منتشر شد. اين برنامه در صدد بود که از فرصت حضور برخی سران کشورهای عدم تعهد و دبيرکل سازمان ملل استفاده کند و صدای اعتراض مردم را به گوش آنها برساند و يا به تعبير اين بيانيه "بايد به مردم دنيا و سران مختلف کشورها نشان دهيم که ايرانيان تسليم ديکتاتوری نشده اند". اين فراخوان اين فکر را القا می کند که استقبال مردم از اين برنامه نشان دهنده عدم تسليم آنان به ديکتاتوری و عدم استقبال آنها و بند آوردن راه شمال به معنای تسليم آنها به ديکتاتوری بايستی تعبير شود.
با مرور سايت هايی که اين فراخوان را منتشر کردند مشخص می شودکه هيچ گونه خبر يا تحليلی از نتيجه اين فراخوان منتشر نشده است. به عبارت ديگر همه اين سايت ها بطور هماهنگ واکنش مردم به اين فراخوان را مسکوت گذاشته اند و به مخاطب خبری درباره استقبال يا عدم استقبال مردم نداده اند. گرچه تلويحا اين سکوت گويای آنست که مردم استقبالی از اين فراخوان نکرده اند.
اين سکوت گويای برخی ويژگی های فعالان اين سايت هاست که برخی از مهمترين مفاهيم اجتماعی مانند"مسوليت اخلاقی" و " اعتماد اجتماعی" را متاثر می سازد.
عدم پذيرش مسئوليت اخلاقی
اين تصميم هماهنگ به مسکوت گذاشتن عدم استقبال مردم از اين فراخوان از ارزش و جايگاه اخلاق سياسی – اجتماعی در ميان اين فعالان و سايت های آنان حکايت دارد. مسئوليت پذيری برای هر کنش گر اجتماعی، فعال سياسی يا روشنفکر از مسائل ضروری است. ضرورت آن از نقطه نظر مسئله اعتماد اجتماعی است.مسوليت پذيری يکی از عوامل تقويت اعتماد اجتماعی ميان مخاطب و رسانه و فعالان آن است.در اين مورد بخصوص موضوع اعتماد اجتماعی جايگاه حساس تری دارد چرا که پيام دهندگان و توصيه کنندگان فراخوان ها، به اعتراف خود، فعالان و کنش گران يک مبارزه مسالمت آميز هستند. اصولا به نظر می رسد که اين فعالان بايستی بدنبال جلب اعتماد گروههای مختلف اجتماعی باشند چرا که نوع مبارزه ای که شروع کرده اند اساسا آنها را بايد نيازمند و تشنه اعتماد مردم نشان دهد. اما چنين نيازی در ميان اين فعالان کمتر ديده می شود. رويکرد خطابه از بالا و تحليل هايی که بيشتر شبيه گوشزد، نصيحت و اوامر بزرگتری عاقل برای هدايت جوانان و کودکانی خام شبيه است در بسياری از موراد نشان می دهد که اين فعالان اساسا خود را بطور جدی نيازمند اعتماد اجتماعی نمی دانند و اساسا اين سرمايه اجتماعی را جستحو نمی کنند.
بطور عمومی همه کسانی که می نويسند يا فعاليتی را طراحی می کنند، يا مردم را دعوت به کنشی می کنند در برابر اين فکر، برنامه و دعوت خود مواجه با مسئله مسوليت اخلاقی از منظر اجتماعی و سياسی هستند. در ارتباط با فراخوان الله اکبر اخير، مسئله اين است که اين فعالان و سايت هايشان کمترين حساسيتی نسبت به مسوليت اخلاقی در برابر مخاطبان را ازخود نشان نمی دهند. به سخن ديگر اين گروهها از دو منظر حساسيتی نسبت به مسئوليت اخلاقی ندارند :
اول: حاضر به پذيرش مسوليت شکست اين برنامه نيستند و اساسا احساس نمی کنند که در صورت عدم استقبال مردم متعهد به پاسخ گويی به اين پرسش هستند که بر چه مبنايی چنين برنامه ای طراحی کرده اند که بيشتر در حال باز توليد بی اعتمادی بيشتری در ميان مردم نسبت به نيروهای مخالف حاکميت جمهوری اسلامی و تونايی آنها ست ؟ طوری که اين نوع برنامه ها در حال تحليل بردن ته مانده های اعتماد مردم به امکان هر نوع برنامه ای برای تغيير سياسی در آينده است.
دوم : حاضر به اجرای مسوليت رسانه ای – خبری خود در ارتباط با اين فراخوان نيستند. به شکلی که در خبر کوتاهی بنويستند که مردم نتوانتسند با قادر نشدند و يا نخواستند از اين برنامه استقبال کنند يا از اين فکر و ايده استقبال نشد تا من مخاطب اين سايت ها متحير نباشم که چرا به اين شيوه توهين آميز با من رفتار می شود ؟
چرايی عدم مسوليت اخلاقی
اما چرا چنين تصميمات غريبی از سوی اين سايت ها گرفته می شود و سپس با مسکوت گذاشتن آن از زير بار مسوليت شکست می گريزند؟ شايد نگاهی به خصوصيات اين سايت ها بتواند کمکی به روشن شدن اين چرايی باشد:
- اين سايت ها به طور برجسته جنبه مذهبی دارند يعنی اصلاح طلب های مذهبی را در بر می گيرند.
- اين گروه از سايت ها از فعال کردن شکاف های اجتماعی در ايران برای بر ساختن يک جنبش عميق اجتماعی به جديت اجتناب می کنند. مهمترين دليل اين عدم استقبال از فعال شدن شکاف های اجتماعی در جهت انضمامی شدن مطالبات برای تحقق يک جنبش وسيع و قدرتمند اجتماعی، صراحتا ترس از تجزيه ايران است.
- اين گروه از سايت ها و فعالان آن بدنبال تغييرات مسالمت آميز از طريق چانه زنی با حاکميت برای ورود دوباره اصلاح طلبان به حوزه جامعه مدنی و مناسبات رسمی سياسی هستند.
- آنها معتقدند در دراز مدت حاکميت چاره ای جز بازگشت به اصلاح طلبان ندارند بنابراين تنها کار فعالان بايد انتظار باشد.
بر اساس همين خصوصيات اين گروه از سايت ها و فعالان آنها وظيفه خود را دو چيز می دانند :
- ممانعت از فراتر رفتن نيروهای فعال (روشنفکران، کنشگران ،روزنامه نگاران) و مطالبات مردم به سوی انحلال حکومت.
- فعال نگاه داشتن مردم و نيروهای اجتماعی در اندازه ای که نه کاملا به انفعال رو آورند و نه به تغييرات فراتر از ايده های اصلاح طلبان مذهبی فکر کنند.
اگر اين مفروضات صحيح باشند آنگاه می تواند تاکتيک ها و استراتژی های اين گروهها را در مقاطع مختلف دقيق تر فهميد. برنامه "فراخوان الله اکبر" يکی از اين برنامه هاست.
بر اساس ويژگی های اين سايت ها و فعالان آن و شيوه های رفتاری آنان در مواجه با شکست برنامه های خود می توان از فقدان مسوليت اخلاقی در برابر مخاطبان و جامعه سخن گفت. فقدانی که اين بخش از فعالان جنبش سبز را به سوی استراتژی "عدم اعتراف به شکست" سوق داده است. اين عدم اعتراف نه تنها اين گروه از فعالان را با مسئله عدم صداقت روبرو کرده است بلکه مانع جدی تری ايجاد کرده که همانا عدم ورود به نقد جدی اهداف و برنامه های خود است. مسئله ای که اين بخش از فعالان جنبش سبز را همانند مانع سنگينی بر سر راه ايده ها ی جديد برای فرا رفتن از وضعيت کنونی فعالان جنبش سبز نشان ميدهد.
به نظر می رسد "مسئوليت اخلاقی" و "نقد برنامه های گذشته" دو مسئله ای است که رودرروی فعالان و طراحان فراخوان هايی همانند "فراخوان الله اکبر" است. دومسئله ای که نوع برخورد با آنها می توان نقش آنان را را بعنوان مانع تغييرات يا پيش برنده آن در چشم مخاطبان شفات تر سازد.

۱۳۹۱ شهریور ۱۲, یکشنبه

عباس عبدی و مخالف با اعتراض خیابانی

آقای عباس عبدی در این مصاحبه صراحتا می گوید که مخالف اعتراضات خیابانی بعد از انتخابات 88 بوده است. این مسئله را تاکنون به طور صریح جرات ابرازش را نداشتند ولی اکنون تا انتخابات باید منتظر چنین اظهاراتی باشیم. 
مصاحبه جالبی است از نظر شناخت نیروهای اصلاح طلب داخلی پیرامون آقای خاتمی که در حال بازسازی این تئوری هستند و نقد گذشته خود برای بدست آوردن شرایط ورودبه انتخابات. 
یک خاطره را هم در این ارتباط بگویم بد نیست. 
روز شنبه عصر یک روز بعد از انتخابات 88 که درگیری ها در اطراف وزارت کشور و خیابان مطهری جریان داشت بخاطر گاز اشک آور به داخل یکی از خیابان ها رفته بودیم که یکدفعه دیدم آقای عبدی در حال بالا آمدن از خیابان است و به طرف اتومبیل شان می روند که در کناری پارک شده است. ازاین شان پرسیدن چه خبر آقای عبدی ؟ گفت که مثل اینکه آقای خامنه ای الان در حال ملاقات با آقای موسوی است. اما هیچ نکته از ایشان نشنیدم در این گفتگوی کوتاه که نباید مردم وارد خیابان شوند و باید حرف شورای نگهبان را بپذیرند. 
متن مصا حبه سایت ملی مذهبی دراین آدرس : http://melimazhabi.com/?p=22047